خرید بک لینک
امروز ظهر نون تموم کرده بوم باید خودم میرفتم نونوایی نون میگرفتم که همین یکساعت پیش خواهری اومد خونمون و یه، ده تا نون لواش با خودش برام آورد :) از قضا دومادمون برای خودشون نون میره میگیره برای منم لطف میکنن نون میگیرن :) هر چند امروز بدجور هوس نون سنگگ کرده بودم ولی خدا رو شکر کردم که خدا حواسش بهم بوده :) دومادمون البته وسیله بوده ولی مهم اون بالایی است که حواسش به همه چی هست :) پدر همچنان تهرانه و من همچنان این روزا تنهام و دلم بدجوری تنگ شده براش ولی تا خونه کرایه نکنیم نمیتونم برم تهران :(( دعا کنین مصلحت خدا برامون روزهای روشنی رو رقم بزنه! آمین . واران ...

برچسب: خدا,روزی,رسونه, نویسنده: آریا رحمانی تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 16:43

متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد.
توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخرین نسخه می باشد
با این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فراهم آورد.

برچسب: هنر,نزد,ایرانیان,است, نویسنده: آریا رحمانی تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 16:43

امروز ۲۶ مرداد ماه برای برآورده شدن حاجات جناب محمد مهدی یوسفی محترم می باشد .

لطفا دوستانی که برای ایشون این حدیث رو خوندن و دعا همی نمودند تا امشب بیزحمت چه (خصوصی _ عمومی ) اعلام نمایند.

جناب محمد مهدی یوسفی محترم ( اینجا )

ایشالا همه مون حاجت روا بشیم ! ایشون هم با دعای خیر شما دوستان حاجت روا بشن!

با تشکر :)

برچسب: خوندن,حدیث,کساء,برای,برآورده,شدن,حاجات,جناب,محمد,مهدی,یوسفی,محترم,صرفا,جهت,اطلاع,دوستانی,این,طرح,شرکت,کردند,فعلا,پست,ثابت, نویسنده: آریا رحمانی تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 16:43

چقدر دروغ بده :((

به خاله ام دروغ گفتم :((

احوال بابام رو پرسید منم به نوعی پیچوندمش :((

ولی دروغ مصلحتی بود و نمیخواستم بدونه بابام مریضی اصلیش چیه :((

بهش گفتم قلبش درد میکنه :((

الان حس خوبی ندارم :(( ولی مصلحت نبود بگم :|:(

برچسب: عذاب,وجدان, نویسنده: آریا رحمانی تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 16:43

امروز ۲۷ مرداد ماه برای برآورده شدن حاجات شاتوت عزیز می باشد .

لطفا دوستانی که برای ایشون این حدیث رو خوندن و دعا همی نمودند تا امشب بیزحمت چه (خصوصی _ عمومی ) اعلام نمایند .

شاتوت عزیز ( اینجا )

ایشالا همه مون حاجت روا بشیم ! ایشون هم با دعای خیر شما دوستان حاجت روا بشن!

با تشکر :)

برچسب: خوندن,حدیث,کساء,برای,برآورده,شدن,حاجات,شاتوت,عزیز,صرفا,جهت,اطلاع,دوستانی,این,طرح,شرکت,کردند,فعلا,پست,ثابت, نویسنده: آریا رحمانی تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 16:43

میگن این حرم جدید حضرت آقا ابوالفضل عباس (ع ) است . بار آخری که رفتم زیارتشون یه حرم ساده و پر از حس خوب بود . انگاری تازه ایشون شهید شده باشن. یه حس سادگی و پر از آرامش داشت.. اما الان اگر این حرم این شکلی شده و از سادگی (مکان ) دور شده خارج از بحث خود حضرت آقا ابوالفضل (ع) که برام همچنان عزیز هستن و خواهند بود ولی با این شکل و شمایل جدید حرم با وجودی که عشقی به حضرت دارم و خواهم داشت اما از این همه تجملی که تو حرم هست بیزارم !! واقعا من موندم هدف از قیام کربلا چه بود ؟ احترام جای خودش رو داره ولی این همه تجملات برای چیه ؟ برای کیه ؟ آیا اونایی که تو کربلا شهید شدند راضی هستن به

برچسب: حرم,حضرت,ابوالفضل, نویسنده: آریا رحمانی تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 16:43

سخت ترین کارها : خرید نون :| یعنی جزء سخت ترین کارهام هستش :| رفتن به خونه دوستان دم عصر تو اوج گرما :| ( باید امروز برم :| ) رفتن به محل کار اونم محل کاری یه کولر هم نداره :| فقط پنکه است :| (دیروز امتحان کردم آب پز شدم خیلی سخت بود) رفتن به بانک و ادارات اونم در ساعات ظهر :| ( اینو یه هفته است

برچسب: نویسنده: آریا رحمانی تاريخ: يکشنبه 22 مرداد 1396 ساعت: 4:31

امروز ۱۸ مرداد ماه برای برآورده شدن حاجات یک مسافر محترم می باشد .

لطفا دوستانی که برای ایشون این حدیث رو خوندن و دعا همی نمودند تا امشب بیزحمت (خصوصی_ عمومی) اعلام نمایند.

ایشالا همه مون حاجت روا بشیم ! ایشون هم با دعای خیر شما دوستان حاجت روا بشن !

با تشکر :)

برچسب: نویسنده: آریا رحمانی تاريخ: يکشنبه 22 مرداد 1396 ساعت: 4:31

پرسش :

نماز برایم مانند جریمه دادن است ، چه کنم ؟

_ پاسخ :

[ زیاد ] بگویید : (( وََ رَبُّک الغَنیُّ ذُو الرَّحمَه )) : و پروردگار تو ، بی نیاز رحمتگر است )).

برچسب: نویسنده: آریا رحمانی تاريخ: يکشنبه 22 مرداد 1396 ساعت: 4:31

یعنی الان مینویسین ک جبران ننوشتنتون در بعد ها بشه؟! عاقا قبول نیست.. بعدها ک جای خودشو داره.. نت هم پیدا میشه ایشالا.. اذیت ک نمیشم ب هیچ وجه.. این چ حرفیه.. سردرگم هم شدیم، شدیم.. فدای سرتون.. فقط شما چراغ اینجا رو روشن نگه دارین.. :) سلام نه آقا من کی اینو گفتم ؟^__^ من میگم احتمالا کلا اینجا ر

برچسب: نویسنده: آریا رحمانی تاريخ: يکشنبه 22 مرداد 1396 ساعت: 4:31

امروز ۱۹ مرداد ماه برای برآورده شدن حاجات جناب آقای ابوالفضل محترم می باشد .

لطفا دوستانی که برای ایشون این حدیث رو خوندن و دعا همی نمودند تا امشب بیزحمت

(خصوصی _ عمومی ) اعلام نمایند .

جناب آقای ابوالفضل محترم ( اینجا )

ایشالا همه مون حاجت روا بشیم ! ایشون هم با دعای خیر شما دوستان حاجت روا بشن!

با تشکر :)

برچسب: نویسنده: آریا رحمانی تاريخ: يکشنبه 22 مرداد 1396 ساعت: 4:31

چندین سال پیش وقتی اون باران شدید آمد هیچکس فکرش را هم نمیکرد نشانه اون باران ، سیلی ویرانگر باشد ! سیلی که خیلی ها رو بی خانمان کرد و ... اما امشب صدای ورزش باد شدیدی به گوش میرسد که خواب را بر من یکی حرام کرده ! بادی که مثل همیشه باد نیست و صدای زوزه ی بدی که به گوش میرسه ! صدایی که شبیه ت

برچسب: نویسنده: آریا رحمانی تاريخ: يکشنبه 22 مرداد 1396 ساعت: 4:31

محلی که توش کار میکنم یه حرکت خوب داره میکنه اونم اینکه بچه هایی و مادرهایی نیازمندی که تابحال به حرم امام رضا مشرف نشدند رو قراره ببره اردو البته با کمک و مساعدت مردم خیّر و کسانی که دستشون تو کار خیره. حرکت خوب و مثبتی بود دوست داشتم. مثلا فکر کنین من دوست دارم برم امام رضا ولی خودم به هر

برچسب: نویسنده: آریا رحمانی تاريخ: يکشنبه 22 مرداد 1396 ساعت: 4:31

امروز ۲۰ مرداد ماه برای برآورده شدن حاجات فرشته بانو می باشد .

لطفا دوستانی که برای ایشون این حدیث رو خوندن و دعا همی نمودند تا امشب بیزحمت چه (خصوصی _ عمومی ) اعلام نمایند.

فرشته عزیز (اینجا)

ایشالا همه مون حاجت روا بشیم ! ایشون هم با دعای خیر شما دوستان حاجت روا بشن!

+
بدلیل کمبود وقت و مشغولیاتی که دارم ایشالا بعدا چه کامنت های خصوصی چه عمومی رو در اسرع وقت جواب خواهم داد.
ممنونم از صبوری شما.

برچسب: نویسنده: آریا رحمانی تاريخ: يکشنبه 22 مرداد 1396 ساعت: 4:31

همین الان خیلی یهویی عجیب دلم تنگ دستان پر مهر تو شده است ای پدر . دلم خیلی تنگ شده کاش میشد میرفتم تهران و برای اندکی میدیمش :( خدا حفظ کنه همه پدران و مادران دلسوز را . وقتی مادرت نباشه تکیه گاهت میشه پدر . اما الان یکماهی میشه دلم تنگِ پدره ولی شرایط سفر به تهران جور نمیشه که برم ببینمش

برچسب: نویسنده: آریا رحمانی تاريخ: يکشنبه 22 مرداد 1396 ساعت: 4:31

نمی دونم چرا از آسمون خاک میباره ؟ نمی دونم چرا آب مون گِل آلوده ؟ نمی دونم چرا پشه نیش میزنه ؟! نمی دونم چرا پشه آدم نمیشه ؟!:)) نمی دونم چرا حس میکنم بیست روز دیگه ، من دیگه نمی نویسم ؟! نمی دونم چرا این حس هر روز در من تقویت میشه ؟! نمی دونم چرا سوسک ها از سرما می میرند ؟ نمی دونم چرا سوسک

برچسب: نویسنده: آریا رحمانی تاريخ: دوشنبه 16 مرداد 1396 ساعت: 8:51

دیشب تو یه قرعه کشی سوری/ صوری بین منو و دو تن از اعضای خانواده صورت گرفت در هر دو بار اسم خودم دراومد ^__^ برام دعا کنین تو قرعه کشی اصلی هر چی خیره برام رقم بخوره ایشالا. آمین. دیشب نزدیکای ساعت ۱ تا ۴ شبی پر استرس برام رقم خورد که همون موقع از خدا خواستم مادر بیاد خوابم و آرومم کنه !! مادر

برچسب: نویسنده: آریا رحمانی تاريخ: دوشنبه 16 مرداد 1396 ساعت: 8:51

برچسب: نویسنده: آریا رحمانی تاريخ: دوشنبه 16 مرداد 1396 ساعت: 8:51

یعنی چی که صبح ها داداش کوچکه با دوستاشه :| عصرها با خواهر :| شب ها با دوماد :| آخر شب تازه اجازه مرخصی بهش میدن:| خب من داداشمو میخوام به کی بگم ؟:| # دلتنگی # + اینجا را دریابید :) ++ ساعت حدودای یک و نیم نصف شبه همچنان داداش تو خونه خواهری است. من عاشق خواهرمم بعدش عاشق داداش کوچکه

برچسب: نویسنده: آریا رحمانی تاريخ: دوشنبه 16 مرداد 1396 ساعت: 8:51

سلام به تمام دوستان خوبم بخصوص اونایی که در این طرح مشارکت کردند و ثبت نام نمودند. از امروز یکشنبه ۱۵ مرداد ماه خوندن حدیث کساء شروع میشه و تا ۲۰ روز ادامه خواهد داشت نکته ها رو در پست قبل (اینجا) گفتم می مونه نکته سوم که نگفتم ، که در ادامه می بینید :) نکته سوم این که امروز اگر همگی موافق باش

برچسب: نویسنده: آریا رحمانی تاريخ: دوشنبه 16 مرداد 1396 ساعت: 8:51

من یک مستاجرم

سریال من یه مستاجرم( اینجا ) هر چقدر هم تو آی فیلم پخش بشه واقعا مزه اش از بین نمیره :))

بخصوص بازی سعید آقاخانی :))

نه مثل این فیلم های جدید طنزی که الان درست میشه که همون یکبار هم بی مزه است :)

واقعا با مزه ترین فیلم است ، با وجودیکه تکراری است ولی واقعا من یکی از اول فیلم می خندم تا آخرش:))

برچسب: نویسنده: آریا رحمانی تاريخ: دوشنبه 16 مرداد 1396 ساعت: 8:51

۵ روز دیگه تولد خواهرمه :)

اونوقت من فراموشکار براش تو سفر اخیرم به مشهد کادوی تولد گرفتم ولی نمیدونم دقیقا کجا گذاشتمش:|

حالا من موندم با انبوهی از فکر که این هدیه تولدش کجاست :|

+

یافتم ^__^

آخ جون ^__^

خیلی خوشحالم بلاخره همین یکساعت پیش پیدا شد :)

برچسب: نویسنده: آریا رحمانی تاريخ: دوشنبه 16 مرداد 1396 ساعت: 8:51

از بس این روزا و شب ها به همه چیزززز فکر میکنم دیگه فکری برام نمونده :( فکر رفتن به تهران حتی بصورت موقتی فکر پدر ، برادر ، خودم ، خواهر ، خداحافظی با خونه و... کاش می شد آدم از آینده اش خبردار میشد که کم فکر و خیال کنه ':( از بس فکر میکنم شب ها تا دیر وقت بیدارم و صبح ها خروس خوان بیدار کاش زمان

برچسب: نویسنده: آریا رحمانی تاريخ: دوشنبه 16 مرداد 1396 ساعت: 8:51

صفحه بندی